سبک معماری کوریا را میتوان در چند عنصر کلیدی خلاصه کرد: استفاده هوشمندانه از عناصر سنتی هندی مانند حیاطهای مرکزی، سایهبانها، و تهویه طبیعی، تلفیق آن با تکنیکهای مدرن ساختوساز، و تمرکز بر مقیاس انسانی و نیازهای اجتماعی. او به خوبی دریافته بود که معماری هند نباید تقلیدی کورکورانه از سبکهای غربی باشد، بلکه باید ریشه در بومی بودن داشته و به چالشهای خاص جامعه هند پاسخ دهد. پروژههایی مانند «مسکن کارگران کارخانه در احمدآباد» (HLW) و «مرکز فرهنگی کاناکا در احمدآباد» نمونههای درخشانی از این رویکرد هستند. در HLW، او فضاهای مسکونی ساده و مقرونبهصرفهای طراحی کرد که با استفاده از مصالح بومی و تکنیکهای سنتی، نیازهای اولیه ساکنان را برطرف میساخت و حس تعلق را در آنها تقویت میکرد. در مرکز کاناکا، کوریا با الهام از بازارهای سنتی هند، فضایی چندمنظوره خلق کرد که مکانی برای گردهمایی، نمایش هنر و تعاملات اجتماعی باشد.
کوریا در کارهای خود به اقلیم هند نیز توجه ویژهای داشت. او درک عمیقی از اصول «معماری اقلیمی» داشت و تلاش میکرد با طراحیهایی که تهویه طبیعی را فراهم میکنند، نیاز به انرژیهای مصنوعی را کاهش دهد. استفاده از دیوارهای ضخیم، پنجرههای متعدد، و فضاهای نیمهباز (مانند ایوانها و تراسها) بخشی از راهکارهای او برای مقابله با گرمای شدید و رطوبت در مناطق مختلف هند بود. این رویکرد نه تنها به صرفهجویی در مصرف انرژی کمک میکرد، بلکه فضاهایی دلپذیر و طبیعی برای زندگی ایجاد مینمود. فراتر از طراحی بنا، کوریا در حوزه شهرسازی نیز نقش برجستهای ایفا کرد. او یکی از منتقدان جدی رشد بیرویه و نامنظم شهرهای هند بود و همواره بر لزوم برنامهریزی دقیق، ایجاد فضاهای سبز و توجه به حملونقل عمومی تاکید داشت. طرحهای او برای شهرهای جدید و توسعه مناطق شهری، همواره با هدف ایجاد تعادل میان رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی ارائه میشد.
نظریات چارلز کوریا درباره معماری، فراتر از جنبههای فنی و زیباییشناختی، یک فلسفه عمیق اجتماعی و اخلاقی را در بر میگیرد. او بر این باور بود که معماری باید در خدمت مردم باشد و بتواند به بهبود زندگی آنها کمک کند. او معماری را نوعی «هنر خدمت» میدانست که باید با درک عمیق از نیازها، فرهنگ و سنتهای جامعه شکل گیرد. آثار او، یادگاری گرانبها از معماری است که نه تنها بناهایی مستحکم، بلکه فضاهایی برای زندگی، ارتباط و بالندگی انسانها خلق کرده است.